خرید بک لینک
تنها اشاره به اسم تو کافی بود و نبود مدتی ست که مدام اسم تو در حال تکراره.چه در فیلم،چه در اطلاعات تابلوی ساختمانی در حال ساخت، چه در نوشته های دیگران.چه در اشتباهات لپی. نمیدونم مردم چی بهش میگن ولی به زعم من اسمش سیکل معیوبه. شاید داری میخندی.شاید داری فیلم نگاه میکنی.شاید داری جواب دیگران رو میدی. شاید به فکر مدرکت باشی. شاید داری فکر میکنی. شاید هم عمدا

برچسب: تنها,اشاره,کافی,نبود, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 2:30

سکوت قبل از فریاد؟ یا فریاد قبل از سکوت؟ وقتی هیچ کاری از دستم برنیاد، غمگین ترین میشم و پیش خودم شرمنده میشم. من نه تنها برای دیگران که برای خودم هم نمیتونم کاری انجام بدم. شما آدمی رو تصور کنین که غم و اندوه دیگران رو درک میکنه، غم و اندوه خودش رو درک میکنه، اما هیچ کاری از دستش برنیاد! بعضی از روزها و شب ها این غمِ کاری نکردن، بیشتر به سراغم میاد، راه گلو

برچسب: سکوت,فریاد؟,فریاد,سکوت؟, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 2:30

من از یادت نمیکاهم

گویا خدا به همه ی مخلوقاتش امر کرد که مدام تو رو به یادم بیارن. ولی خب چرا؟ من که همیشه به یادت بودم و هستم.

+ تاریخ پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت 23:41 نویسنده سارا

برچسب: یادت,نمیکاهم, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 2:30

پرسه در حوالی زندگی و بعدتا درک موقعیتی دشوار،تا لمس پرسش های سخت،تا اندوهی ژرف،تا نهایت درماندگی،پیش رفتو برگشتاما، با دست های خالیو حسی ناهموارو زخمی ناپیدا. پ.ن: از کتاب پرسه درحوالی زندگی/ مصطفی مستور + تاریخ یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۶ ساعت 18:24 نویسنده سارا

برچسب: پرسه,حوالی,زندگی, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 2:30

آهنگی که برای من نبود و بود با هر آهنگی که پخش میشه یه خاطره تو ذهن من مرور میشه. با این آهنگ بی کلامی که نان استاپ داره پخش میشه، خودم رو دیدم وقتی زمستون بود و هوا سرد. پالتو پوشیده بودم و در یک سالن کوچیک در حال راه رفتن بودم، پنج قدم که به جلو میرفتم به دیوار میرسیدم و باید دوباره برمیگشتم.شاید یک ساعت در همین حال بودم.هوا سرد بود اما ته دل من گرم بود.

برچسب: آهنگی,برای,نبود, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 2:30

ادامه بده من خودم به این موضوع واقفم که هیچ چیز درست نخواهد شد،تازه اگه شانس بیاریم و خراب تر هم نشه. طبق اصل آنتروپی جهان به سمت بی نظمی پیش میره.پس همین که چیزی درست نمیشه، بدون که طبق قوانین علمی، درسته.ولی خب چاره چیه؟ حتی اگه فقط یک درصد امید داری، به همین یک درصد فکر کن. + تاریخ یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت 14:2 نویسنده

برچسب: ادامه, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 2:30

مبادا بترسی اونموقع که پانسیون بودم بعضی موقع ها دسته جمعی فیلم نگاه میکردیم،معمولا هم تو جمع یه نفر پیدا میشد که از قبل فیلمو دیده باشه. هر وقت فیلم به یه سکانس دلخراش یا ترسناک میرسید، یه نفر هشدار میداد که مثلا : عهه بچه ها الان یه چیزی نشون میده، شاید بترسید. و خب معمولا چن نفری چشماشون رو میبستن که نبینن و یا زیر چشمی نگاه میکردن تا کمتر بترسن. من به شخ

برچسب: مبادا,بترسی, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 2:30

صفحه بندی